ساختار قوانین ایران: بخش سوم:تفسیر قانون؛ وقتی متن قانون بهتنهایی کافی نیست
تفسیر قانون، پلی میان متن قانون و اجرای آن در دنیای واقعی است. هرچه قوانین دقیقتر باشند، نیاز به تفسیر کمتر خواهد بود؛ اما هیچ نظام حقوقی نمیتواند بدون تفسیر به حیات خود ادامه دهد.به همین دلیل است که شناخت قواعد تفسیر قانون، نهتنها برای قضات و وکلا، بلکه برای هر کسی که میخواهد حقوق خود را بشناسد، اهمیت دارد.
از سوی دیگر، باید میان منابع الزامآور و منابع ارشادی تفاوت قائل شد. برای مثال، نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه و نوشتههای استادان حقوق، هرچند از نظر علمی ارزشمند و در عمل اثرگذارند، اما جایگاه قانون یا آرای وحدت رویه را ندارند.
شناخت این سلسلهمراتب، به شهروندان کمک میکند تا بهتر بفهمند یک رأی قضایی بر چه مبنایی صادر شده و در صورت اعتراض یا نقد، به کدام مستندات باید استناد کنند.
ساختار قوانین ایران: بخش سوم:تفسیر قانون؛ وقتی متن قانون بهتنهایی کافی نیست خواندن نوشته »


