قانون از نگاه دادخونه فصل صفر پایان آغاز
«هر سفری، مقصدی دارد؛ اما بعضی سفرها، تازه از مقصد آغاز میشوند.»
درفصل صفر قانون چه گذشت؟
نه درباره مادهای از قانون سخن گفتیم، نه درباره شماره پروندهای و نه درباره تبصرهای. زیرا پیش از شناخت قانون، باید مبنا را شناخت. آموختیم که قانون از دل ترس متولد نشد؛ از دل امید به زندگی مسالمتآمیز متولد شد. دیدیم که آزادی، بدون قانون، میتواند به سلطه قدرتمندان تبدیل شود. فهمیدیم عدالت، مقصدی نیست که روزی به آن برسیم؛ راهی است که هر جامعه، هر روز باید آن را دوباره طی کند. آموختیم حقیقت، همیشه با آنچه میتوان اثبات کرد، یکسان نیست. شناختیم که قاضی، وکیل، شاهد و دادگاه، هر یک حلقهای از زنجیرهای هستند که انسان برای نزدیک شدن به عدالت ساخته است و سرانجام دریافتیم که قانون، مجموعهای از واژهها نیست؛ حافظه تمدن بشری است.
اکنون، در برابر دری ایستادهایم که بر آن نوشته شده است:
«نظام حقوقی ایران»
پشت این در، دیگر داستانهای نمادین نیست. پشت این در، زندگی واقعی جریان دارد. مردی که میخواهد حق خود را مطالبه کند.زنی که به دنبال حمایت قانون است. کودکی که آیندهاش به یک تصمیم قضایی گره خورده است. تاجری که قراردادش نقض شده است. کارگری که دستمزدش را نگرفته است. متهمی که از خود دفاع میکند. شاکیای که عدالت میخواهد. از اینجا به بعد، وارد دنیای واقعی حقوق میشویم.
خواهیم شناخت که قانون اساسی چیست.
دادگاه چگونه کار میکند.
دادسرا چه وظیفهای دارد.
پرونده چگونه شکل میگیرد.
حقوق شهروندان چیست.
و هر شهروند، چگونه میتواند از قانون برای دفاع از حق خود استفاده کند.
سخن دادخونه
اگر تا اینجا با ما همراه بودهاید، اکنون آمادهاید قانون را نه فقط بخوانید، بلکه بفهمید.
زیرا قانون، زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم برای چه نوشته شده است.
دادخونه از امروز، شما را قدمبهقدم در این مسیر همراهی خواهد کرد.
نه فقط برای شناخت قانون…
بلکه برای شناخت عدالت، حق و مسئولیت.
سفر ادامه دارد…
بیش تر بخوانید؛ بیش تر بدانید ؛ بیش تر...........
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر...
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر پایان آغاز «هر سفری، مقصدی دارد؛...
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر...
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر قسمت نهم «دادگاه، جایی نیست که...
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر...
قانون از نگاه دادخونه فصل صفر قسمت هشتم «هر قانون، داستان هزاران...


