قانون از نگاه دادخونه فصل صفر قسمت اول

سرزمین قانون فصل صفر قسمت اول: روزی که زور شکست خورد

هزاران سال پیش، پیش از آنکه شهری ساخته شود، پیش از آنکه قاضی بر کرسی بنشیند و کتابی به نام قانون نوشته شود، انسان‌ها فقط یک قانون داشتند؛ زور. هرکس نیرومندتر بود، حق با او بود. اگر کسی زمین دیگری را می‌گرفت، کسی اعتراضی نمی‌کرد؛ مگر آنکه زور بیشتری داشت. اگر غذایی دزدیده می‌شد، پاسخ آن نه دادگاه بود، نه شاهد و نه عدالت؛ پاسخ فقط یک مشت محکم‌تر بود.

در آن دنیا، حق و قدرت یک معنا داشتند. روزی دو شکارچی بر سر یک چشمه با هم درگیر شدند. یکی جوان‌تر و نیرومندتر بود. دیگری پیرتر، اما سال‌ها با آب آن چشمه زندگی کرده بود. جوان، پیرمرد را کنار زد و گفت: «می‌توانم، پس حق دارم.»

پیرمرد چیزی نگفت. چند روز بعد، گروهی از مردم دور آتش جمع شدند. هیچ‌کس نمی‌خواست هر روز شاهد جنگی تازه باشد. آن‌ها تصمیم گرفتند کسی میانشان بنشیند؛ نه برای جنگیدن، بلکه برای شنیدن.برای نخستین بار، کسی پرسید:

«چه کسی حق دارد؟» نه: «چه کسی قوی‌تر است؟»

همان سؤال، آغاز راهی شد که بعدها نامش را «قانون» گذاشتند. سال‌ها گذشت.دیوارها ساخته شدند.شهرها شکل گرفتند. قوانین نوشته شدند.اما یک پرسش همچنان باقی ماند:

آیا قانون، فقط شکل منظم زور است؟

یا واقعاً می‌تواند از انسان در برابر زور محافظت کند؟

اگر قانونی نوشته شود که فقط از قدرتمندان حمایت کند، آیا هنوز قانون است؟

یا فقط زور، لباس تازه‌ای پوشیده است؟

اندیشه

انسان‌ها قانون را اختراع نکردند چون عاشق نوشتن بودند. قانون، پاسخی به یک نیاز بود؛ نیاز به پایان دادن به چرخه بی‌پایان انتقام. اگر هر اختلافی با زور حل شود، جامعه هرگز آرامش نخواهد دید. اما قانون تنها زمانی ارزشمند است که بتواند قدرت را مهار کند؛ نه اینکه خدمتگزار آن باشد.

در طول تاریخ، بسیاری از حکومت‌ها قوانین فراوانی داشته‌اند، اما همه آن‌ها عادلانه نبوده‌اند. به همین دلیل است که میان «قانون» و «عدالت» همیشه فاصله‌ای وجود دارد؛ فاصله‌ای که هر جامعه باید برای کم کردن آن تلاش کند.

در نظام حقوقی ایران نیز فلسفه اصلی قانون، جایگزین کردن نظم حقوقی به جای زور شخصی است. هیچ فردی حق ندارد صرفاً به دلیل اینکه خود را محق می‌داند، شخصاً حقش را اجرا کند. رسیدگی به اختلافات، صدور حکم و اجرای آن، بر عهده مراجع قانونی و قضایی است تا از تبدیل شدن جامعه به میدان زورآزمایی جلوگیری شود.

این اصل، یکی از پایه‌های حاکمیت قانون و امنیت اجتماعی است؛ زیرا اگر هرکس خود مجری حق خویش باشد، مرز میان عدالت و انتقام از بین خواهد رفت.

پرسش دادخونه

اگر روزی قانونی تصویب شود که آشکارا ناعادلانه باشد، وظیفه شهروند چیست؟

اطاعت از قانون؟

یا پیروی از عدالت؟

شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

سرزمین قانون فقط درباره مواد قانونی نیست؛ درباره انسان است. درباره انتخاب‌هایی که میان قدرت، عدالت و وجدان انجام می‌دهد.

ادامه دارد…

بیش تر بخوانید؛ بیش تر بدانید ؛ بیش تر...........

پیمایش به بالا