قانون از نگاه دادخونه فصل صفر قسمت دوم

قانون از نگاه دادخونه فصل صفر قسمت دوم

«آزادی، بدون قانون، خیلی زود به ترس تبدیل می‌شود.»

می‌گویند جایی دور از همه نقشه‌ها، شهری وجود داشت که مردمش از قانون متنفر بودند. نه پلیسی بود. نه دادگاهی. نه زندانی. نه قاضی. وقتی از آنان می‌پرسیدی: «چرا قانون ندارید؟»لبخند می‌زدند و می‌گفتند: «چون همه آزادیم.» در روزهای اول، همه‌چیز زیبا به نظر می‌رسید.هیچ مجوزی لازم نبود. هیچ ممنوعیتی وجود نداشت. هرکس هر کاری دلش می‌خواست انجام می‌داد. همه احساس می‌کردند بالاخره آزادی را پیدا کرده‌اند.

اما آزادی، آرام‌آرام چهره دیگری نشان داد. مردی هر روز کنار خانه همسایه‌اش آتش روشن می‌کرد. می‌گفت: «زمین خودم است.»دیگری تمام آب رودخانه را به مزرعه خود برد. می‌گفت: «زورم می‌رسد.»

بازرگانی کالای مردم را گرفت و پولش را نداد. خندید و گفت: «کسی مرا مجبور نمی‌کند.» شبی، کودکی گم شد. همه می‌دانستند چه کسی او را برده است. اما هیچ‌کس حق نداشت از دیگری بازخواست کند. چون قانونی وجود نداشت. کم‌کم مردم دیگر شب‌ها در خانه‌هایشان را باز نمی‌گذاشتند. دیگر به غریبه‌ها سلام نمی‌کردند. دیگر کسی به کسی اعتماد نداشت. آزادی، جای خود را به ترس داده بود. نه به این دلیل که انسان‌ها بد شده بودند؛ بلکه چون هیچ مرزی میان «حق من» و «حق تو» وجود نداشت.

سال‌ها بعد، پیرمردی در میدان شهر گفت: «ما قانون را برای محدود کردن آزادی نساختیم…قانون را ساختیم تا آزادی همه، کنار هم زنده بماند.» آن روز، مردم فهمیدند آزادی واقعی، نبودن قانون نیست. آزادی واقعی، زندگی در جایی است که هیچ‌کس نتواند آزادی دیگری را نابود کند.

بسیاری تصور می‌کنند قانون، دشمن آزادی است. اما تاریخ چیز دیگری می‌گوید. اگر هیچ قانونی وجود نداشته باشد، نخستین چیزی که از بین می‌رود، آزادی انسان‌های ضعیف‌تر است. در نبود قانون، همیشه کسی پیدا می‌شود که زور، ثروت، نفوذ یا فریب بیشتری دارد. آنگاه آزادی، فقط سهم قدرتمندان خواهد بود.

قانون، اگر عادلانه باشد، نه دیوار آزادی، بلکه نگهبان آن است.

بخش بزرگی از قوانین ایران، برای ایجاد تعادل میان حقوق افراد تدوین شده‌اند. قواعد مربوط به مالکیت، قراردادها، مسئولیت مدنی، حقوق خانواده و آیین دادرسی، همگی یک هدف مشترک دارند: اینکه آزادی یک نفر، به زیان آزادی و حقوق دیگری تمام نشود. به همین دلیل، قانون فقط مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها نیست؛ بلکه چارچوبی است که امکان همزیستی میلیون‌ها انسان را در کنار یکدیگر فراهم می‌کند.

پرسش دادخونه

اگر قرار باشد یکی را انتخاب کنید، کدام را برمی‌گزینید؟

شهری با هزار قانون ولی ناعادلانه… یا شهری با یک قانون ولی عادلانه؟

شاید پاسخ این پرسش، معنای واقعی قانون را روشن کند.

ادامه دارد…

بیش تر بخوانید؛ بیش تر بدانید ؛ بیش تر...........

پیمایش به بالا